تبلیغات
دانلود رمان | دانلودرمان زیبا عاشقانه - دانلود رمان پرفسور
ورود

تبلیغات

سه کلیک

دانلود رمان پرفسور

نویسنده : سیامک
تاریخ : پنجشنبه 28 مرداد 1395 09:39 ق.ظ

دانلود رمان پرفسور

رمان پروفسور

نویسنده میترا قلی پور


گوشی رو روی قفسه ی سینه ی بیمار گذاشتم و به صدای منظم قلبش گوش دادم.
نگاهم همزمان به پرونده ش بود.
…:خانم دکتر،حالش چه طوره؟
-: همه چی خوبه، خدارو شکر وضعیت بحرانی رو پشت سر گذاشته. به زودی به هوش میاد.
… : خدا خیرتون بده. همش رو مدیون شماییم.
لبخندی به نشونه احترام زدم و از اتاق اومدم بیرون.
می خواستم برم طرف پاویون که صدای جیغ و داد متوقفم کرد.


-: چی شده؟
پرستار: وای خانم دکتر بیاین کمک. یه مدرسه آتیش گرفته؛ کلی مصدوم آوردن.
با عجله دوییدم طرف اورژانس،مثل این که روز پر مشغله ای در پیش داشتم!

در رو آروم باز کردم و رفتم تو.
آرین باز مثل همیشه رو مبل خوابیده بود.
آخه مگه تا اتاق چقدر راهه؟
این پسره آدم به شو نیست!
لباسام رو عوض کردم و رفتم تو آشپزخونه،خسته تر از اونی بودم که بخوام یه شام مفصل درست کنم.
یه لبخند خبیثانه زدم و رفتم سراغ تخم مرغ ها.
نیمرو رو با مایتابه گذاشتم رو میز که دستم خورد به لیوان آب و کلش رو پرونده ی آرین خالی شد.
جیغ خفیفی کشیدم و تند پرونده رو برداشتم و دونه دونه کاغذ های داخلش رو رو زمین پهن کردم.
آرین: می کشمت آیدا.
با لب و لوچه آویزون نگاهش کردم.
-: ببخشید داداشی.
آرین: ای دستو پا چلفتی.
-: اصلا به من چه،می خواستی لیوانت رونذاری اون جا.
آرین: طلبکارم شدی؟
-: حالا اینا چی هست؟ مهمه؟
آرین: پرونده جدیدمه.آوردم یه نگاهی بهش بندازم.
-: به به. پس جون میده برا فضولی.
مشغول خوندنش بودم که نگاهم در

  • دانلودرمان برای اندروید،تبلت با فرمت apk
  • دانلود رمان برای آیفون،ایپد،،اندروید،تبلت با فرمت epub
  • دانلود رمان برای جاوا بافرمت jar
  • دانلود رمان برای کامپیوتر PDF
  • سه شنبه 21 شهریور 1396 10:47 ق.ظ
    رمان زیبایی بود ممنون من عاشق رمان های پلیسی و رازآلود ام
    دوشنبه 13 دی 1395 10:02 ق.ظ
    رمان زیبایی بود ممنون
    دوشنبه 17 آبان 1395 02:10 ب.ظ
    درود من داستان را دوست داشتم پلیسی و معماگونه بود
    جمعه 23 مهر 1395 02:45 ب.ظ
    عاولی
    سیامک
    چهارشنبه 7 مهر 1395 05:45 ق.ظ
    Slm mishe romanaie mortza moadab poro bzarin?romane khastgari ya entkhab mamnonam
    جمعه 26 شهریور 1395 10:41 ب.ظ
    مرسی عزیزم بله یادم اومد همین بود.
    چهارشنبه 24 شهریور 1395 07:03 ق.ظ
    مینا خانم اسم رمان "تیدا زاده نور یا تاریکی" هست اسم دختره یا تیدا بود یا تیلدا که با دارا ازدواج میکنه
    سه شنبه 16 شهریور 1395 03:31 ب.ظ
    سه شنبه 16 شهریور 1395 03:30 ب.ظ
    هرچیزی میزنم مینویسه به دلیل خطا نا شناخته دانلود نمی شود
    سه شنبه 16 شهریور 1395 03:26 ب.ظ
    این رمان رو نمی تونم دانلود کنم میشه راهنماییم کنید
    ملود ی
    همین الان فرمت پی دی اف رو دانلود کردم برای تست، موردی نداره
    سه شنبه 2 شهریور 1395 03:04 ب.ظ
    خوب نبود عاااااااااااااااالی بود
    دوشنبه 1 شهریور 1395 03:47 ب.ظ
    نقص داشت اما خوبیاش به جاهایی که نقص داشت میرزید . سر مرگ ارین خیلی گریه کردم ولی بعدش به منبع غروری که میدونست چجور احساس خرج کنه نگاه کردم دیدم ما بین اشکام دارم میخندم . رمانشو دوس داشتم .قلمش خوب بود . مرسی
    یکشنبه 31 مرداد 1395 11:10 ق.ظ
    عاااااااااااااااااااااااااااالی بود
    یکشنبه 31 مرداد 1395 12:09 ق.ظ
    سلام. دوستان اگه میشه راهنمایی کنید
    یه رمان خوندم که ژانر تخیلی داشت راجع به 1دختر بود که با به یک سرزمین ناشناخته میزاره و عاشق پادشاه آبها میشه ولی آخرش با شاهزاده سورناازدواج میکنه. درباره جنیان و شیطان هم بوده دقیقش یادم نیست اگه کسی اسمشو میدونه بگه. ممنون
    جمعه 29 مرداد 1395 03:17 ب.ظ
    عاااااااااااااااالییییییییییییی بود
    سیامک
     
    لبخندناراحتچشمک
    نیشخندبغلسوال
    قلبخجالتزبان
    ماچتعجبعصبانی
    عینکشیطانگریه
    خندهقهقههخداحافظ
    سبزقهرهورا
    دستگلتفکر
    :: حقوق تمامی مطالب این سایت محفوظ است

    طراح: سایت ستاپ