ورود

تبلیغات

سه کلیک

سوپر گروه رمان در تلگرام

نویسنده : سیامک
تاریخ : یکشنبه 19 مهر 1394 09:50 ق.ظ

این وبلاگ در ستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی ثبت شده است.

ساماندهی
سعی تمام شده است تا رمان های غیر اخلاقی در وبلاگ گذاشته نشود با این حال هر رمان یا مطلبی که از نظر کمیته تعیین مصادیق مناسب تشخیص داده نشود سریعا حذف خواهد شد.


دوستانی که میخوان در سوپر گروه رمان تلگرام عضو بشن:

شماره من جهت درخواست لینک گروه: 6552-169-0919



قوانین گروه رو رعایت کنید تا ریمو نشید:
1- چت های غیر مرتبط با رمان ممنوعه
2- مطالب مستهجن و توهین و اهانت به اعضا گروه ممنوعه
3- ایجاد مزاحمت در پی وی خصوصی افراد ممنوعه


مطلبی در مورد پاپ اپ وبلاگ در ادامه مطلب...
 درباره تبلیغات پاپ اپ

دوستان لازم دیدم یه توضیحاتی خدمت همه شما عزیزان در مورد پاپ اپ بدم.

اول از همه از همه شما عزیزان بابت این مساله عذرخواهی مبکنم میدونم ادم رو کلافه میکنن ولی من بخاطر نیاز مالی که دارم مجبورم این تبلیغات رو بذارم و اگر نیاز نداشتم اصلا این کار رو نمیکردم.
لازمه یه اشاره ای هم به این بکنم که مقداری از این درآمد رو هر چند وقت یکبار جهت درمان کودکان مبتلا به سرطان به موسسه خیریه محک از طرف شما، دست اندرکاران میهن بلاگ و خودم به عنوان کمک ناچیز اهدا میکنم. تا هم یه کمکی به این فرشته های کوچک کرده باشیم و هم در این امر خداپسدانه شریک باشیم.ان شالله که خدا قبول کنه و همه مریض هارو شفا بده.

دانلود رمان سه تفنگدار شیطون

نویسنده : سیامک
تاریخ : جمعه 5 شهریور 1395 09:21 ق.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم

نام : سه تفنگدار شیطون

دانلود رمان جدید
نویسنده : فاطمه موسوی

ژانر: طنز

جلد:اول

از زبان: سه تادختر
مکان: ایران
نویسنده: فاطمه موسوی

شخصیت های مونث: آیدا….یاسی…فاطمه

شخصیت های مذکر: متین…اردلان…علی…سمیر

خلاصه:
داستان درباره سه تادختر،یابهتر بگم سه تا تفنگدار.آیدا یعنی همون تفنگدار اول کسیه که اینقدر شیطونه که باعث میشه پسر سرگرد محمدی یعنی همون متین از دستش سر به دیوار بکوبه . یاسی تفنگدار دوم ما پایه و رفیق فابریک آیداس و تنها مشکل زندگیش نبود مادرشه . تفنگدارسوممون فاطمه یه خورده زیادی عاشق .حالا عاشق کی؟ عاشق پسر خاله مامانش . حالا این سه تا قصد کردن که داستان زندگیشون رو برامون تعریف کنند. امیدوارم که خوشتون بیاد.اما دقت داشته باشین که این جلد فقط مال معرفی افرادو سبک اخلاقاشون و مقدمه آشنا شدن . جلد دوم اتفاقات اصلی و عاشقانه داره .

دانلود رمان پرفسور

نویسنده : سیامک
تاریخ : پنجشنبه 28 مرداد 1395 10:39 ق.ظ

دانلود رمان پرفسور

رمان پروفسور

نویسنده میترا قلی پور


گوشی رو روی قفسه ی سینه ی بیمار گذاشتم و به صدای منظم قلبش گوش دادم.
نگاهم همزمان به پرونده ش بود.
…:خانم دکتر،حالش چه طوره؟
-: همه چی خوبه، خدارو شکر وضعیت بحرانی رو پشت سر گذاشته. به زودی به هوش میاد.
… : خدا خیرتون بده. همش رو مدیون شماییم.
لبخندی به نشونه احترام زدم و از اتاق اومدم بیرون.
می خواستم برم طرف پاویون که صدای جیغ و داد متوقفم کرد.


-: چی شده؟
پرستار: وای خانم دکتر بیاین کمک. یه مدرسه آتیش گرفته؛ کلی مصدوم آوردن.
با عجله دوییدم طرف اورژانس،مثل این که روز پر مشغله ای در پیش داشتم!

در رو آروم باز کردم و رفتم تو.
آرین باز مثل همیشه رو مبل خوابیده بود.
آخه مگه تا اتاق چقدر راهه؟
این پسره آدم به شو نیست!
لباسام رو عوض کردم و رفتم تو آشپزخونه،خسته تر از اونی بودم که بخوام یه شام مفصل درست کنم.
یه لبخند خبیثانه زدم و رفتم سراغ تخم مرغ ها.
نیمرو رو با مایتابه گذاشتم رو میز که دستم خورد به لیوان آب و کلش رو پرونده ی آرین خالی شد.
جیغ خفیفی کشیدم و تند پرونده رو برداشتم و دونه دونه کاغذ های داخلش رو رو زمین پهن کردم.
آرین: می کشمت آیدا.
با لب و لوچه آویزون نگاهش کردم.
-: ببخشید داداشی.
آرین: ای دستو پا چلفتی.
-: اصلا به من چه،می خواستی لیوانت رونذاری اون جا.
آرین: طلبکارم شدی؟
-: حالا اینا چی هست؟ مهمه؟
آرین: پرونده جدیدمه.آوردم یه نگاهی بهش بندازم.
-: به به. پس جون میده برا فضولی.
مشغول خوندنش بودم که نگاهم در

دانلود رمان تنهام نذار

نویسنده : سیامک
تاریخ : یکشنبه 24 مرداد 1395 09:00 ق.ظ

دانلود رمان تنهام نذار

رمان تنهام نذار

نام رمان:تنهام نذار
نام نویسنده:
ELHAM.T
ژانر : عاشقانه


داستان عاشقانه و یه جاهایی غم انگیز..در مورد دختری به نام یامین که با کار کردن در بیرون از خونه مخارج خانواده رو تامین میکنه و همچنین به پول برای عمل پدر بیمارش که تنها سرمایش با وجود خواهرش هست، نیاز داره… کار کردن اون باعث میشه آخرین انتخاب زندگیش ینی ازدواج رو انجام بده و وارد زندگی پسری بشه که اعتقاد داره یامین عشقشو ازش گرفت و دختر تنهای قصه ی ما بعد گذشت مدت ها آرامش رو تو اون پسر که دایان باشه میبینه …
و این آرامش دو طرفس.. آرامش و عشق .. با هم داستان رو جذاب میکنه و بعضی وقتا هم لج بازی…

…مطمئنم خوندن این رمان جذابیت هایی براتون داره…

تقدیم به تمام پدرانِ عاشق سرزمینم:

“به نام الهه ی عشق و زیبایی”
نگاهی دوباره به بابا انداختم.. پاهاش خشک شده بود و محاسنش سفید.. صورتش زرد و زیر چشماش گود..متقابلا نگام کرد لبخند عمیقی زدم ..
به سمتش رفتم.. کرم مرطوب کننده رو در آوردم .. دستای زبرشو تو دستم گرفتم.. اول ب*و*س*ه به دستاش زدم و بعدش کرمو به دستاش مالیدم..دستامو رو صورتش کشیدم و گفتم
-بابایی خوبی؟؟
با صدای ضعیفی جواب داد
-آره دخترم..
بغضمو قورت دادم .. حالش خوب نبود و تظاهر به خوب بودن میکرد این بدترین درد دنیاِ.. تظاهر به چیزی کردن.. رو موهاش ب.و.س.ه ای کاشتم و گفتم
-خوبه که خوبی… تا بعد ظهر که بیام مراقب خودت باش باشه آقا؟؟
لبخند خشکی زد و دستمو گرفت و گفت
-باشه.. برو نگران من نباش..
سرمو انداختم پایین و گفتم
-میدونم .. برا همین تنهات میذارم..
نگاهشو از من نمیگرفت..منم همین طور..بابا پیر و ناتوان بود و من شده بودم مرد زندگیمون.. البته چون یه مرد دیگه پشتم بود.. مردی که هر کاری کرد

دانلود رمان آندیا

نویسنده : سیامک
تاریخ : شنبه 23 مرداد 1395 08:56 ق.ظ

نام رمان :آندیا

رمان اندیا
نام نویسنده :Marya 1381
ژانر:طنز،کل کلی،عشقولانه



خلاصه:
یه پسر شیطون…یه دختر فوق شیطون…هردو جراح قلب هستن…این آقا پسر ما قراره از آمریکا بیاد و توی بیمارستانی که دخترمون اونجا کار میکنه مشغول کار بشه…ولی این دختر ما یکم حسوده دلش نمیخواد کسی بهتر از اون باشه.

دانلود رمان قلب سوخته

نویسنده : سیامک
تاریخ : جمعه 22 مرداد 1395 09:28 ق.ظ

1.gif نام کتاب رمان : قلب سوخته

رمان
1.gif نام نویسنده : س.شب
1.gifحجم رمان قلب سوخته : ۵ مگابابت

1.gifخلاصه داستان رمان قلب سوخته :
درباره دختری که یک زندگی معمولی داره ولی دریک شب بارانی اتفاقی براش میافته که سرنوشته شو تغییر میده.عشق ممنوعی رو تجربه میکنه که راه فراری ازش نداره
با صدای مادرم از خواب بیدارمی شم .
._پا شو دختر چقدر میخوابی مگه تو ساعت۸کلاس نداری!
بازم کلاس سر صبح! یکی نیست بگه اگه صبح نمی تونی بیدار شی مگه مرض داری کلاس ور میداری.
تازه داشتم خمیازه میکشیدم که باز مامان صدا کرد!
این دفعه داد میزد سپیده!!
من موندم اول صبحی مامان چه انرژی داره. از تو اتاق همین جوری که روتخت دور خودم می پیچیدم ،
_بیدارم بابا.
باچشمای که فقط یکیشو به زور باز نگهداشتم به طرف دستشویی میرم داشتم ازخواب میمردم.
به زور دست وصورتمومیشورم بهطرف اشپزخونه میرم.
مامان داشت صبحانه رو میز میزاشت.
_سلام خوشگله چطوری.
_مامان :خودتو لوس نکن دختر ۲۶سال داری. من باید سر صبح هنجرمو پاره کنم من هم قد تو بودم دوتا بچه داشتم.
_ای بابا باشه عشقم چرا ناراحتی قول میدم دفعه دیگه زود بیدار شم.
مامان:اره جون خودت همیشه همین قولو میدی،بعددوباره تکرار میکنی.
_باشه حالا صبحانه رو رد کن بیاد تالیلا کلمو نکنده.
_مامان:دختر توکی میخوای این رفتارای پسرونه رو کنار بزاری ردکن بیاد
یعنی چه مثلا مهندس مملکتی.
_اولا تا سرکار نرفتم ادعای مهندسی ندارم بعدا این جوری باحال تره.
_مامان:همش تقصیر این باباته که باهات مثل پسرا رفتار کرده،خوبه حالا
سارا مثل تو نشد .
_مامان تو همیشه سارا رو بیشتر دوست داری!
مامان:کی گفته شما هردو برام عزیزید.
_باشه ایول خوشگله.
مامان:سپیدههههههههه.
_جان ببخشید ترک عادت موجب مرض است.
یک قورت از چایم رومیخورم یک لقمه هم بقول لیلا دوستم اندازه کلش میکنم تو دهنم میرم که حاضرشم.

دانلود رمان در انتظار سوگند

نویسنده : سیامک
تاریخ : سه شنبه 12 مرداد 1395 05:28 ب.ظ

دانلود رمان در انتظار سوگند کامپیوتر،pdf،ایفون،جاوا،اندروید

 در انتظار سوگند برای کامپیوتر Pdf


رمان در انتظار سوگند با لینک مستقیم و رایگان از سرور اختصاصی وبلاگ بیان


نویسنده: سمیرا بهداد

با تشکر از نویسنده عزیز بابت نوشتن رمان در انتظار سوگند

تعداد صفحه: 128 Pdf

باز هم چشمم به اون دختره ی مغرور خورد معلوم نیست چی از من بیشتر داره باحرص مشغول کندن پوست لبم بودم کال از این دختره خوشم نمیومد حس میکردم خیلی خودشو میگیره ! با ضربه ای که زهرا به پهلوم زد چشم ازش برداشتم -به چی نگاه میکنی سوگند؟-هیچی بابا به این دختره با سر بهش اشاره کردم روی نیمکت نشسته بود و یکی از پاهاشو گذاشته بود روی اون پاش ... زهرا ابروهای بورشو باال انداخت و گفت -این که مریمه خیلی دختر خوبیه صورتمو مچاله کردم و گفتم -ایشششش کجاش خوبه خیلی مغروره -اصال تا حاال باهاش حرف زدی؟ -عمرا اگه یه کلمه باهاش حرف بزنم از خودراضی...

دانلود رمان دربست تا عاشقی

نویسنده : سیامک
تاریخ : سه شنبه 12 مرداد 1395 05:25 ب.ظ

دانلود رمان دربست تا عاشقی اندروید ، PDF و آیفون

نویسنده : marii72

تعداد صفحات : 247

ژانر :  طنز و عاشقانه 

نسخه کامل و ویرایش شده

دانلود رمان دربست تا عاشقی اندروید pdf

خلاصه رمان : 

فاطمه و صدرا ، دانشجوی باستان شناسی 

 

هردو شیطون و زبون دراز 

با این تفاوت که فاطمه یه دختر چادری و محجبس و شیطون 

اما ....

صدرا یه پسر ازاد و با هردختری گرم میگیره و شیطون.. 

 

از طرف دانشگاه راهی سفر فرهنگی و تحقیقی میشن که ....

این دوتا از قطار جا میمونن و ....

دانلود رمان دستان گره خورده

نویسنده : سیامک
تاریخ : جمعه 8 مرداد 1395 08:21 ق.ظ
نویسنده:دختران معتمد
 تعداد صفحات:509

مقدمــــــــــہ:
زندگی سایه ای است که بر دیوار عمر گذر میکند
زندگی پر از پیچ وخمه پراز گرگ وبره هست باید حواست جمع باشه که تو جنگل زندگی شیر باشی
داستان ما درمورد دختریه که خواست شیر باشه اما بره شد...

خلــــــــــاصہ رمــــــــــان:
داستان ما درمورد خواهر و برادری است که به دلیل بیکاری ای که در جامعه الان پیش رو داریم مجبور به ترک دیار میشوند...
که باعث میشود زندگی آنها تحت  الشعاع اتَفاق های ناگوار بیوفتد...
وهرروزکاش هایے را در دل زمزمه کنند...

پایان خوش


رمان دستان گره خورده

دانلود رمان مرد بدلی

نویسنده : سیامک
تاریخ : یکشنبه 27 تیر 1395 09:37 ق.ظ
رمان مرد بدلی

رمان مرد بدلی

نویسنده: فاطمه زایری

خلاصه:

توی یکی ازهمین برجای بلندوسربه فلک کشیده شهر پرازدودوآلودگی شهرتهران مردی زندگی میکنه

که سالهاست تاری ازتنهایی به دورخودش تنیده وتموم زندگیش توی کارش خلاصه شده…

این مرد تنها،یه مردبی معاشرته که به اجبارپدرش پاتومحله ای میذاره که براش یه دنیای ناشناخته ست

یه دنیاباآدم های جورواجور ورنگارنگ که هیچ کدومشون شبیه به اون نیستن…تواین محله ودنیای ناشناخته دختری رومیبینه که کاملا نقطه مقابلشه…اماباوجودتموم تفاوت هاوتناقض ها  مردبی معاشرت قصه دل میبازه وپابه یک مثلت بزرگی به نام عشق میذاره

که زندگیش رو دگرگون میکنه…بایددید عاشق بی معاشرت ما… میتونه قلب این دختررو که سالهاست

برای مرد دیگه ای می تپه رو بلرزونه یانه…بایددید مردبدلی قصه ماکه سفت وسخت سعی درپنهان کردن هویت واقعیش ازدخترداستان وخیلیای دیگه داره،میتونه تواین مثلث پیروز بشه یا…پایان خوش!

از:نگاه دانلود


دانلود رمان نعمتی در لباس محنت

نویسنده : سیامک
تاریخ : یکشنبه 13 تیر 1395 04:27 ب.ظ

نام رمان: نعمتی در لباس محنت

رمان
نام نویسنده: pardis_banoo
ژانر رمان: عاشقانه.اجتماعی

خلاصه:
بعضی وقتا تو زندگی یه اتفاق نو میفته یه چیز جدید که روال عادی زندگیتو متحول میکنه….
اولاش تا بیای خودتو باهاش وفق بدی اونو یه اتفاق بد و یه بدشانسی تلقی میکنی و سعی میکنی زندگیتو به حالت قبل اتفاق برگردونی ولی دیگه هیچی مثل اول نمیشه…..
تموم اتفاقای که تو زندگی تک تکمون رخ میده حتی اونایی که تو اون برهه زمانی اونو بدبختی محض میدونیم وقتی بعد از گذشت چندین سال یه نگاه به گذشته میکنی و دور انداز زندگیتو زیر ذره بین میگیری میفهمی که خدا با گذاشتن این بدبختی جلو پات چه لطف بزرگیو در حقت کرده.
یه زمانی میرسه که اونقدر شاد زندگی میکنی که به خودتو خدات میگی
خدایا….. مرسی که اون ارزومو براورده نکردی…..


تعداد صفحات کتاب : 469 صفحه پی دی اف ، 1427 صفحه پرنیان

:: حقوق تمامی مطالب این سایت محفوظ است

طراح: سایت ستاپ