تبلیغات
دانلود رمان | دانلودرمان زیبا عاشقانه
ورود

تبلیغات

سه کلیک

سوپر گروه رمان در تلگرام

نویسنده : سیامک
تاریخ : یکشنبه 19 مهر 1394 08:50 ق.ظ

این وبلاگ در ستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی ثبت شده است.




دوستانی که میخوان در سوپر گروه رمان تلگرام عضو بشن:

لینک گروه

یا

شماره من جهت درخواست لینک گروه: 6552-169-0919



قوانین گروه رو رعایت کنید تا ریمو نشید:
1- چت های غیر مرتبط با رمان ممنوعه
2- مطالب مستهجن و توهین و اهانت به اعضا گروه ممنوعه
3- ایجاد مزاحمت در پی وی خصوصی افراد ممنوعه
 

دانلود رمان برگ زرد

نویسنده : سیامک
تاریخ : چهارشنبه 19 آبان 1395 05:06 ب.ظ
نویسنده: فرزان

با تشکر از نویسنده عزیز بابت نوشتن رمان برگ زرد
تعداد صفحه: 176 Pdf

خلاصه:
رمان درباره دختر خونده یه خانواده معمولیه گذشته تاریکی داره و دنبال آینده روشنتریه. خیلی چیزا اونو به دختری که امروز میبینیم تبدیل کردن.

در طی این رمان میفهمیم هیچکس،هیچوقت، سفید مطلق نیست…

قسمتی از رمان:

نمیدونم چرا ازم بدشون میاد یعنی میدونم ولی مگه من خواستم پسرعزیزکرده داداششون عاشقم بشه و اونجوری گند بزنه به زندگی خودشو ومن با یادآوری گذشته یه آه میکشم که خاله ساکت میشه و بلند میگه
-اصلا حواست به من هست دو ساعتهدارم حرف میزنم فقط زل زدی و تند تند آه میکشی
-بله حواسم بود خاله میشه حالا برم اتاقم استراحت کنم تازه از سر کار اومدم خستم
-ببین طاهره خانم این دختریه که تربیت کردی حالا هی پشتشو بگیر حتی بلد نیس به بزرگترش احترام بذاره

من به خاطر این کلی پیش اعظم خانم ازش تعریف و تمجید کردم تا راضی بشه واسه پسرش بیاد جلوحالا خانم حتی ما رو … حساب نمیکنه

.
(هه مگه من خواسته بودم ازم پیش اون زن افاده ای تعریف کنه انگار بدجور خار شدم به چشمشون

که میخوان از شرم راحت بشند مطمینم خبریه که خاله اینجور به حول و ولا افتاده واسه شوهر دادنم)
-حرص نخور خواهر شما ببخش بهار زود باش معذرت خواهی کن و برو دو تا چای بریز بیار واسه خالت

ناسلامتی واسه خوشبختی تو داره تلاش میکنه
(به مامان که طبق معمول طرف خواهرشو گرفته نگاه میکنم نمیدونم اگه بابابچه دوست نداشت اصلا راضی میشد یه بچه از پرورشگاه بگیره )
-مامان جون من چند بار بگم به خاله هم چند روز پیش گفتم من قصد ازدواج ندارم میشه این بحثو تموم کنید...

برچسب ها: رمان برگ زرد,

دانلود رمان یک نگاه

نویسنده : سیامک
تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 05:04 ب.ظ
نویسنده: خانم نسیم رحمانی

با تشکر از نویسنده عزیز بابت نوشتن رمان یک نگاه
تعداد صفحه: 238 Pdf
خلاصه :

آدما،وقتی احساس میکنن وجود یه نفر تو قلبشون در حال تپشه…ناخودآگاه بدون فهمیدن

طرف،ازش نگاه بر میگردونن…نمیتونن باهاش چشم تو چشم حرف بزنن،وقتی تو چشماش نگاه

میکنن هول میشن‌…سرمو انداخته بودم پایین،عشقم بعد مدت ها ندیدنش بدون هیچ خبری رفته

بود،دوستم(فواد)مجبورم کرده بود تو ویلایی باشم که ادماشو نمیشناسم…و هیچ چیز فاجعه تر از

این نبود که دلم پیش یکیشون گیر کنه …و ندونم چطور با مهلت یه ماهه ای که دارم باید کنار بیام…
سخن نویسنده

(خوبی های این رمان تقدیم به دوست عزیزم”آناهیتا”که یادم داد برای بدست اوردن چیز هایی که
میخوام باید سماجت به خرج بدم و ممنونم از اکیپ ۱۰۲ و دوستان که پا به پا همراهم بودن و با
تشویق و دنبال کردن رمانم بهم روحیه دادن_مرسی بچه ها واقعا مدیونتونم_)
بسم الله :)(خوبی های این رمان تقدیم به دوست عزیزم”آناهیتا”که یادم داد برای بدست اوردن چیز هایی که میخوام باید سماجت به خرج بدم و ممنونم از اکیپ ۱۰۲ و دوستان که پا به پا همراهم بودن و با تشویق و دنبال کردن رمانم بهم روحیه دادن_مرسی بچه ها واقعا مدیونتونم_)-کف اتاق دراز کشیده بودم و به سقف تقریبا زرد رنگ بالای سرم ک شدیدا شیکم داده بود نگا میکردم از بخت بده من دستشویی همسایه بالایی باید بالای اتاقم بنا شده باشه ک تقریبا تمام مدت یا مشکل گرفتگی فاضلاب دارن یا بچشون رو دل کرده داره معدشو رگباری خالی میکنه،بوی وحشتناک فرش زیره سرم داش خفم میکرد یادم رفته بود بدمش قالی شویی ، دستمو دراز کردم با بدبختی بالشتو از روی تختم پایین کشیدم انداختم زیره سرم….بعله اینم بوی کله روغنیه فوادو میده اون از فرش ک روش بالا اورده من هم.
برچسب ها: رمان یک نگاه,

دانلود رمان اتاق معلم

نویسنده : سیامک
تاریخ : پنجشنبه 13 آبان 1395 05:02 ب.ظ
نویسنده: فرزان
با تشکر از نویسنده عزیز بابت نوشتن رمان اتاق معلم
تعداد صفحه: 92 Pdf
این رمان براساس داستان واقعی میباشد که توسط نویسنده ویرایش کم و بیش شده.
خلاصه :

لا یا أیها السّاقی! أدر کأساً وناوِلها!
که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها

وقتی به گذشته نگاه میکنم، به فراز و نشیبهای زندگیم ،به شادی ها و غم هام ، میفهمم سرنوشت چه بازی ها که با آدم نداره!
من پریچه اسدی هستم و این سرگذشت منه….
اینم جلد رمان که خانم Moonlight زحمتش رو کشیدن

به نام خدا
برای دوستانی که نمیدونن بروجن کجاست از توابع شهر کرد هست:)

یادم نمیاد دقیقا چند شنبه بود که سرنوشت منو واسه بازی انتخاب کرد! فقط میدونم یه دختر چهارده ساله روستایی بودم که بی خبر از همه جا مثه هر روز صبح از خواب بیدار شدم ، مثه هر روز با خواهرم کل کل کردم و بازم مثه هر روز اخم و تنبیه مامان رو به جون خریدم ولی اون روز با هر روز فرق داشت اون روز شروع داستان من بود

شهریور ۱۳۶۰ روستای دره بید بروجن(اسم روستا غیر واقعی)
-پری
-…
پری
اه باز صدای طوبی بلند شد
-الان میااااااااام
دست ازسد سازی واسه مورچه های بیچاره برداشتم و رفتم سمت در اتاق
-بعله
-دوساعته صدات میزنم کجا بودی؟
-خوب حالا اومدم چیکار داری
-مامان میگه برو اتاق معلمو تمیز کن فردا قراره یه معلم جدید بیاد
-اه به من چه خودت برو
طوبی از این حرفم حسابی کفری شد و داد زد
-کوری نمیبینی دارم میرم تخم مرغا رو جمع کنم
-خیلی خوب چرا داد میزنی الان میرم
با حرص پاهامو کوبیدم رو زمین و در چوبی اتاقی که مال معلم روستا بودو باز کردم...

دانلود رمان تسلیم سرنوشتم و سنگ،سخت،محکم

نویسنده : سیامک
تاریخ : دوشنبه 10 آبان 1395 05:00 ب.ظ
نویسنده: atiyeh2015
با تشکر از نویسنده عزیز بابت نوشتن رمان تسلیم سرنوشتم و سنگ،سخت،محکم
تعداد صفحه: 88 Pdf
خلاصه :
همه چیز ازهمانجا اغاز شد از لحظه ی تولد نیایش
تولد دختری مغرور و مملو از احساس های ناب
دختری که به پاکی گلبرگ های گل های سرخ است
وارد نظام و نیروی انتظامی میشود
وبه دلیل اینکه بهترین نیروی زن است به ماموریت های بسیاری میرود
اما اخرین ماموریتش زندگی اش را به چالش می انگیزد و نیرنگ های فروان او را تسلیم سرنوشت می سازد
باعث میشود که نیایش دراین دنیای پراز گرگ
طعمه ای چرب و نرم برای حیوان صفتان شود واز همانجا بود که او تصمیم می گیرد همرنگ جماعت شود
گرگ …..بی احساس …..سنگدل این ماموریت نیایش را
عاشق می کند
قاتل می کند
سنگ و سخت می کند
و کاری می کند که نیایش سرسخت و مغرور بگوید : تسلیم سرنوشتم .
ژانر رمان : عاشقونه . هیجانی . پلیسی . اجتماعی . احساسی و کمی هم کل کلی
بیوگرافی نویسنده :
خب من عطیه لطفی هستم ۱۳ ساله و این سومین رمانم هست البته کارای قبلیم به دلیل اینکه خیلی کم بودن رمان محسوب نمی شن اما خب …
یکساله نویسندگی رو شروع کردم امید وارم که از قلمم خوشتون بیاد و باز هم تمام امیدم به دلگرمی های شماست.

دانلود رمان ماه تنهای عشق

نویسنده : سیامک
تاریخ : جمعه 7 آبان 1395 04:59 ب.ظ
نویسنده: زهرا دباشی
با تشکر از نویسنده عزیز بابت نوشتن رمان ماه تنهای عشق
تعداد صفحه: 260 Pdf
خلاصه :
ی دختر به اسم ماهتیسا،واسه جور کردن دیه،کلاهبرداری و اَخاذے میکنه،نه از یکی دونفر بیش از۱۰پسر پولدار در سراسر ایران،به قصد ازدواج رسمے،با گِریم،شناسنامه و کارت ملی و شناسایی جعلی،همراه با خانواده جدیدی که باهاشون زندگی میکنه،نقشہ ای حساب شده و بابرنامه ریزے،بدون گذاشتن ردی از خودش و جای شک و شبهہ،همراه با ۲۰۰،۳۰۰میلیون هدیه گران قیمت ،طلا و جواهرات و سکه سرسفره عقد فرار میکنہ،ماهتیسا گذشته مبهمی داره،ویه دختر زجر دیده کتک خورده از جانب پدر مادرش،دختے تو دار که جواب همه خشونت های خانواده اش را با سکوت میدهد ۱۹ سال.اما یه دختر احساساتےچقدر گنجایش داره؟چاره ای جز فرار نداره.عاشق میشہ،اما نه عاشق طعمه ها پولدارش،کسی که به گذشته اش مربوطه،ماهتیسا دختری با چهره هاے متنوع و مرموز سوژه اخبار و تیتر اول روزنامه هاست به عشقش اعتراف میکنه؟مرده قصه ماهتیسای عاشق رو پَس میزنہ؟تحویل پلیس میده؟
برچسب ها: رمان, دانلود, رومان,

دانلود رمان فقط عشق تو

نویسنده : سیامک
تاریخ : سه شنبه 4 آبان 1395 04:57 ب.ظ
نویسنده: زهرا دباشی
با تشکر از نویسنده عزیز بابت نوشتن رمان فقط عشق تو
تعداد صفحه: ۳۸ Pdf
خلاصه :
یه دختر...که احساساتی مثل خیلی از دخترا...ولی قوی..اتفاق بدی براش میوفته...اتفاقی که تا ابد زندگی یه دخترو میتونه سیاه کنه...شنایای داستان تسلیم نمیشه...از نو زندگیشو بنا میکنه...با کمک عشقش...کسی که بعد از کلی مشکلات هنوزم عاشق هم دیگه ان.... مَرده...شونه خالی نمیکنه... شنایا دختری قوی و محکمه...نمیشکنه...حقشو میگیره...پایان خوش

دانلود رمان جنجال عشق

نویسنده : سیامک
تاریخ : جمعه 30 مهر 1395 10:49 ق.ظ

نویسنده : کاف _ قاف
جنجال عشق

تعداد صفحات : 496

ژانر : غمگین/عاشقانه

خلاصه رمان :

داستان دوتا خواهره که سال ها از هم دور بودن و از وجود هم خبر نداشتن ...

تا اینکه هر دو نفرشون عاشق یک نفر می شن و اونوقته که ...

دانلود رمان عاشقی بعد از فراموشی

نویسنده : سیامک
تاریخ : سه شنبه 27 مهر 1395 10:39 ق.ظ
جلد دوم رمان زندگی آذر

نویسنده : طاهره نیرومند .اسم مستعاری تاتیا

تعداد صفحات : 230

ژانر : عاشقانه کلکلی.اجتماعی طنز

رمان دانلود عاشقی

خلاصه رمان :

همون طور که تو جلد اول خوندین آذر برای اینکه از شر امین خلاص بشه با نقشه پریسا پیش میره...

ولی میون راه عاشق شاهرخ میشه ، بابای آذر با نامزدی امین و آذر موافقت خودش اعلام میکنه...

تااینکه امین، آذر موقع پیاده شدن از ماشین شاهرخ میبینه ودرطی این ماجراها امین آذر را متهم به ناپاک بودن میکنه وبینشون دعوایی پیش میاد که آذر بیشتر از امین متنفر میشه...

واین دعوای بینشون باعث میشه آذر تشنج کنه و راهی بیمارستان بشه.

 

بعداز این ماجرا دیگه حرفی از نامزدی زده نمیشه....

دانلود رمان گریان تر از گریان

نویسنده : سیامک
تاریخ : شنبه 24 مهر 1395 05:59 ق.ظ

نویسنده : فاطی جوجو

تعداد صفحات : 1033

ژانر :عاشقانه

گریان

خلاصه :

رمان گریانترازگریان سرگذشت انسانهائیه که در برابر هیچ طوفانی کمرخم نمیکنن افرادی که برای عبور از هر آتشی راه حلی پیدا میکنن و مقابل تمام فرازونشیب های زندگی می ایستن..دوشخصیت اصلیه این رمان استوار و مصمم به زندگی ادامه میدن و هیچ زمان اجازه نمیدن گل لبخند روی لبشون جای خودشو با اشک عوض کنه تا اینکه بالاخره به بزرگترین دست انداز زندگیشون میرسن دست اندازی که عبور از اون ورود به یک جاده ی سرشار از سختیهای تجربه نشدنیه سختیهایی که در راس همه ی اونها نوشته شده:عشـــــق.

و اینکه این حس ناشناخته چه تاثیری در زندگیه هریک میذاره رو در رمان خواهیم خوند.

((عشق یک حس مه آلود است که هیچکس پایان آنرا نمیداند))

دانلود رمان خاطره

نویسنده : سیامک
تاریخ : پنجشنبه 22 مهر 1395 05:56 ب.ظ

نویسنده : مهدیه لیموچی

تعداد صفحات : 166

ژانر : #پلیسی #هیجانی -عاشقانه

دانلود رمان خاطره

خلاصه :

#طنین_بهراد دختر 23 ساله ی که سرگرد نیروی انتظامیه.

طنین بخاطر ماموریت یک ساله مجبور به ازدواج با سرگرد #رایان رادمنش می شه.

طنین مادرش رو از دست داده و زندگیش بدون هیچ ارامشیِ !

پدرش هم بخاطر دوری از خاطرات همسرش به مسافرت های خارجی می ره و طنین می مونه تنهای تنها !!

ماموریتی که بهش می خوره یک سال طول می کشه.

توی این ماموریت با پسری به اسم #علی اشنا می شه که می شه گفت دست راستِ رئیس باند موادِ.

علی توی زندگیش درد های زیادی کشیده.

طنین از نگاه علی ترس داره و همیشه ازش دوری می کنه اما...

#پایان_خوش

:: حقوق تمامی مطالب این سایت محفوظ است

طراح: سایت ستاپ